تبليغاتX
نسل سوخته (نوادگان کوروش بزرگ)
یکی یه حرف خوبی زد :

به نظر شما این بده که مثل کشورهای دیگه تو ایران هم زنا بی حجاب باشن و مردها هم به اونا نیگا نکنن. الآن تو ایران با اینکه حجاب هست مردا زنا رو تو هر لباسی هم که باشن در هر حالتی تصور میکنن ( ذهن خلاقو حال می کنین!!!)

مردا هر چقدر هم که هیز باشن وقتی دو ماه جایی باشن که زنا بی حجاب باشن دیگه اون طوری نیگا نمی کنن.

نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 13:32 توسط کوروش| |
یه آهنگ توپ دستم اومده از رضایا با چند نفر دیگه که درباره ایران خوندن گفتم بزارش تا شما هم باهاش حال کنید.

آهنگ ایرونی از رضایا (128)

اینم کد آهنگش برای دوستان نویسنده :

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:38 توسط کوروش| |
یه یارویی یه حرف خوبی زد گفت: این ملت دچار مرض جمهوری اسلامی سرخود شدن. میدونین یعنی چی؟

یه مثال : دارین تو پارک راه می رین یکی روسریش میفته سریع همه بهش می گن خانوم روسریتو سرت کن شما فرض رو بر این بزارین که گشت ارشاد توی اون پارک نیست در ۹۹.۹۹٪ مواقع این اتفاق میفته.

اگه میخواین تو ایران حجاب برداشته بشه باید یه دفعه یه روز همه زنا بی حجاب بیان بیرون البته قبلش باید پسرای بی جنبه رو ارشاد کرد. فرض کنید یه روز این اتفاق بیفته اون موقع به نظر شما کی میخواد نصف جمعیت ایران رو بکنه تو بازداشتگاه؟؟؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:49 توسط کوروش| |
چقدر عاشقانه می رقصیدند

درست مثل دو تا کبوتر دور هم می چرخیدند

اما.......

مگه چی کار کردند که این است حقشان........

صداهایی می آمد.......

فریاد بود....

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا او را  جایی بردند که معشوقش

در غم بسوزد.....

تنها روزنه ای وجود دارد برای وصال

که آن هم دور از دست رس

اما هم چون نور مهتاب بر او جاری بود

ای کاش........

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:56 توسط کوروش| |
 
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 16:51 توسط سياوش| |
بيش از 2 هزار سال پيش، آن هنگام كه داريوش بزرگ، كانال داريوش را كه بعدها به سوئز مشهور شد،ساخت، به يادگار كتيبه‌اي در آنجا نصب كرد.اين سند قديمي‌ترين سند در دنياست كه نام خليج فارس را در خود جاي داده است. اين كتيبه اكنون در موزه لوور نگهداري مي‌شود.

كتيبه كانال سوئز يكي از مهم‌ترين اسنادي است كه نام خليج فارس در آن با ظرافت تمام ذكر شده است.

اين كتيبه كه به صراحت فرمان داريوش بزرگ را در حفر كانال سوئز بيان مي‌كند، 12 سطر دارد و به زبان فارسي باستان نوشته شده است.

سطر اول تا چهارم اين کتيبه به ستايش اهورامزدا اختصاص دارد و در سطر چهارم توصيف سرزمين پهناور بزرگي به ميان آمده كه داريوش، شاه آن است.


در سطر هفتم كتيبه از زبان داريوش آمده است(مي‌گويد داريوش شاه، من پارسي‌ام، از پارس، مصر را گرفتم، من دستور دادم اين جويبار (كانال) را كندند از سوي رود پيرآوه (پرآب = نيل) كه در مصر جاري است، كه به سوي درياي پارس مي‌رود، سپس من اين جويبار را دستور دادم كندن و آنچنان كه دستور دادم كنده شد و ناوگان از اينجا، يعني از مصر به آن سوي، يعني پارس حركت كردند آنچنان كه مرا كام بود).

در سطر دهم اين كتيبه با عبارت "ابي دريه تيه هچاپارسا اَئي‌تي" به صراحت به نام درياي پارس اشاره كرده و هيچ شكي وجود ندارد، آب‌هايي كه اكنون خليج فارس نام دارد آن زمان درياي پارس قلمداد مي‌شده‌اند.»

خليج فارس يا همان دريايي كه به دستور داريوش درياي پارس نامش نهاده بودند، نامي است به جاي مانده از كهن‌ترين منابع. منابعي كه از سده‌هاي قبل از ميلاد سر بر آورده و با پارس، نام سرزمين ملت ايران عجين شده است.

خليج فارس درياي كم عمق نيمه بسته‌اي است، با مساحت 240 هزار كيلومتر مربع كه در جنوب غربي قاره آسيا و در جنوب ايران قرار دارد.

زمين‌شناسان عقيده دارند كه در حدود 500 هزار سال پيش، صورت اوليه خليج فارس در كنار دشت‌هاي جنوبي ايران تشكيل شد و به مرور زمان بر اثر تغيير و تحول در ساختار دروني و بيروني زمين، شكل ثابت كنوني خود را يافت.

قدمت خليج فارس با همين نام آنچنان ديرينه است كه عده‌اي عقيده دارند خليج فارس گهواره تمدن عالم يا مبدا پيدايي نوع بشر است.

نخستين بار يوناني‌ها خليج فارس را "پرسيكوس سينوس" ناميدند كه همان خليج فارس معنا مي‌دهد.

از آنجا كه اين نام براي اولين بار در منابع معتبر تاريخ توسط غير ايرانيان نوشته شده است هيچگونه شائبه نژادي در وضع آن وجود ندارد.

"استرابن"، جغرافي‌دان قرن اول ميلادي، نيز به كرات در كتاب خود از خليج فارس نام برده است.

او محل سكونت اعراب را بين درياي سرخ و خليج فارس عنوان مي‌كند.

همچنين "فلاديوس آريانوس" مورخ ديگر يوناني در كتاب تاريخ سفرهاي جنگي اسكندر از اين خليج به نام «پرسيكون كيت» كه چيزي جز خليج فارس نيست نام مي‌برد.


منبع(مطلب):
خبرگزاری میراث فرهنگی
www.wwwebart.com

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:44 توسط سياوش| |
سلام:

یک خبر داغ و جالب که اگه بشنوید از تعجب شاخ در میارید:

احمدی نژاد علام کرد:ایران آزادترین کشور جهان است!!!!!!!!!!!!!!!!

خیلی جالب!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 22:49 توسط سياوش| |
سلام:

ببخشید که نتونستم تا حالا مطلبی براتون بزارم .  به زودی زود من هم مطالب جالبی رو براتون می زارم.

منطزر من باشید ........................

و همچنين از كوروش و پريساي عزيز به خاطر مطالب جالبشون تشكر مي كنم.

siyavash

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 22:12 توسط سياوش| |
سلام
من یکی از نویسنده های جدید این وبلاگ هستم. امیدوارم در کنار مطالبی که کوروش میزاره منم بتونم مطالب خوبی بزارم.
 
يک روز يک پسر کوچولو که مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه: پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟

پدرش فکري مي کنه و مي گه: بهترين راه اينه که من براي تو يک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سياست بشي. من حکومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين مي کنم. مامانت دولت هست، چون کارهاي خونه رو اون اداره مي کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار مي کنه و هيچي نداره . تو روشنفکري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي . داداش کوچيکت هم که دو سالش هست، نسل آينده است . اميدوارم متوجه شده باشي که منظورم چي هست و فردا بتوني در اين مورد بيشتر فکر کني.

پسر کوچولو نصف شب با صداي برادر کوچکش از خواب مي پره. مي ره به اتاق برادرکوچکش و مي بينه زيرش رو کثيف کرده و داره توي(...) خودش دست و پا مي زنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هرکاري مي کنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق کلفت شون که اون رو بيدار کنه، مي بينه باباش توي تخت کلفت شون خوابيده .............مي ره و سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه.

فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيست؟ پسر مي گه: بله پدر، ديشب فهميدم که سياست چي هست. سياست يعني اينکه حکومت، ترتيب ملت مستضعف و پابرهنه رو مي ده، در حالي که دولت به خواب عميقي فرو رفته و روشنفکر هر کاري مي کنه نمي تونه دولت رو بيدار کنه، در حالي که نسل آينده داره توي(...)خودش دست و پا مي زنه.
بر گرفته از وبلاگ:
http://www.kelkekhyal.blogfa.com/
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:48 توسط پریسا| |
 

من نمی دانم چرا جانم به لب آمد

چرا سازم به غم نازد

چرا من این چنین بیمار و بیگانه

روم بازم به میخانه

چرا ای ساقی ای مادر

چرا من نیستم زان زندگان مرده در دلسر

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 20:4 توسط کوروش| |
 

اینم از کد آهنگایی که پریسا خانوم سفارش داده بودن

تقریبا همش در مورد ایران و مشکلات جامعه س یه سریش ماله عصار یه سری رپه یه
آهنگم ماله بردیاس

دانلود کد آهنگ ها

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 19:48 توسط کوروش| |
دوباره سلام به همه دوستان عزیز

به نظر شما توی کتاب عدالت چی نوشتن؟

اولین قانون عدالت چیه؟

نظر شخصیه من اینه که اولین قانون عدالت برداشتی از معنای عدالته

پس ۱) هیچ انسانی با دیگری تفاوتی ندارد چه زن چه مرد چه مسلمان چه مسیحی چه سفید چه سیاه

اما واقعا با این که ما اینا رو میدونیم چه قدر به این قوانین پایبندیم؟

اصلا ما خودمون تو زندگیه خودمون این قوانین رو اجرا می کنیم؟

بین دوستان نزدیک و غریبه ها فرغ می نمی زاریم؟

ما این جا داریم چی کار می کنیم؟

بعدا می خوایم جواب خدا رو چی بدیم؟

قانون دوم ) هر کس آزاد است هر کار بکند و هر چه می خواهد بگوید اما به شرط آن که به کسی ضرری نرساند.

در این مورد هیچ کدوممون کاری نمی تونیم بکنیم چون تقریبا میشه گفت کسان دیگه برای ما محدوده ی آزادی رو معلوم می کنن نه عدالت.


به همه پیشنهاد می کنم آهنگ وبلاگ رو گوش کنن

اینم کدش:

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:11 توسط کوروش| |

ما ایرانیا واقعا بی فرهنگ ترین ملت دنیا هستیم خدا نکنه یکی به ما بگه بی فرهنگ سریع میریم کوروش و داریوش و هخامنش و.... رو از زیر خاک می کشیم بیرون میگیم ما 9000 سال تمدن داریم. تمدنی که نتونیم درست ازش استفاده کنیم به درد لای جرز می خوره.

همه هم هی چپ میرن راست میان میگن حکومت این کارو کرد دولت اون کارو کرد بابا جون با حلوا حلوا کردن تا حالا دهن هیچ بنی بشری شیرین نشده من نمی گم گله نکنید ولی دیگه نباید همه کارامونو ول کنیم بشیم منتقد سیاسی من حاضرم شرط ببندم که از 74 میلیون نفر جمعیت ایران ما 70 میلیون نفر تحلیل گر سیاسی داریم اون 4 میلیون بقیه هم هنوز بچه ن بزارین بزرگ شن اونام به جمع ما می پیوندن. اگه قرار باشه ما با همین وضعیت ادامه بدیم تا 2500 سال دیگه همین آش و همین کاسه س.

اگر میخوایم مملکتمونو درست کنیم چرا اول از خودمون شروع نمی کنیم ؟ چرا وقتی میریم سر کار از 8 ساعتی که تو اداره هستیم فقط 1 ساعت کار مفید انجام میدیم؟ بعد انتظار حقوق بالا و پاداش و ... هم داریم. چرا تو ژاپن همه تو مترو کتاب می خونن ولی ما تهرانیا تو مترو خوراکمون بولوتوث بازیه ؟ چرا تو آمریکا یه نوجوون وقتی با دوست دختر یا دوست پسرش  میره بیرون ساعت 1 نصفه شب برمیگرده خونه نمی ترسه از اینکه بگه کجا بوده با کی بوده چی کار میکرده که این قدر دیر اومده ؟  چرا 90% دانش آموزان دبیرستانی در ایران درگیر مشکل خود ارضایی هستن؟

خیلی از این چراها تو کلّمه اما اگه بخوام همشو بگم می شه یه کتاب که فعلا حال ندارم همشو بنویسم.

آقایون و خانوما اگر قصد دارید در ایران انقلابی انجام بدید اول بیاین یک انقلاب فرهنگی انجام بدیم بعد مطمئن باشید هیچ احتیاجی به انقلاب حکومتی و سیاسی نیست.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 20:20 توسط کوروش| |
سلام

می دونم خیلی دیر کردم اما متاسفانه مشکلات به آدم مجال رسیدن به همه کارا رو نمیده ولی قول

می دم تا قبل عید براتون یه چیزه توپ بذارم.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 17:10 توسط کوروش| |
همون طوری که همه می دونین وبلاگ پوپی عزیز هک شده من هم مثل چند تا از دوستان دیگه تا موقعی که پوپی برگرده عنوان وبلاگم رو نسل خاموش می ذارم تا ازش طرفداری کرده باشم.

امیدوارم هر چه زودتر برگرده......

نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:9 توسط کوروش| |

این جاست دریاچه ی ثرا، دریاچه ای بسیار زیبا، با آبی به زلالی چشمه، ماهیان زیبا و رنگارنگ و در اطراف آن جنگلی سر سبز، گل هایی زیبا که عطر آن ها همه را مست می کند برخی می گویند این جا بهشت است، طلوع خورشید در این جا بسیار زیباست صدای پرندگان به مانند یه سمفونی عظیم است.

اما در یکی از همین روزهای زیبا سنگی کوچک از آسمان به زمین آمد، سنگی کوچک و سیاه، سیاهی آن به مانند تاریکی جهنم بود. سنگ ترک خورد و شکست و دودی همه جا را فرا گرفت انگار همه مریض بودند اما این مریضی فقط به درد و سرفه ختم نشد. از همه جا صدای ناله میومد همه جا سیاه بود مثل شب یک شب جهنمی نمی دونم چی شد که بیهوش شدم. وقتی چشام باز شد نور می زد اما خیلی ضعیف چشمم به جنگل افتاد درخت ها این قدر انبوه شده بودند که نمی شد توشون نفوذ کرد برگشتم تا دریاچه رو ببینم اما ای کاش این کار رو نمی کردم آب دریاچه چیزی نبود جز چرک و خون و ماهی های بزرگی شبیه به مار ماهی توش بود

دریاچه موج برداشت......

یک موجود بزرگ داشت ازش بیرون میومد یه چیزی مثل یک ماهی مرکب که ۱۰۰ تا پا داشت. به خودم که اومدم دیدم منم مثل همه تغییر کردم. شده بودم یک موجود آن قدر زشت که شیطان هم از من فرار می کرد لحظه ای به یاد روزهای گذشته و زیبایی دریاچه افتادم همان لحظه انگار وجودم آتش گرفت سوزشی شدید از دست چپم شروع شد چیزی شبیه به خالکوبی شاخه درختان تمام بالا تنم رو گرفت اما دقیقا شکلش مثل شاخه نبود بعد از یک لحظه دیدم داره از این خالکوبی ها نوری طلایی بیرون     می زنه. سرم رو بالا کردم دیدم تو آسمون داره یه چیزی برق می زنه و هی نزدیک می شه ناخودآگاه دستم رو باز کردم یک راست اومد تو دستم....

یک گوی بود. یک گوی درخشان.نوری ملایم و چشم نواز داشت با دستم نگهش داشتم دیدم هی داره نورش زیاد می شه یک دفعه همه جا سفید شد نمی شد هیچ جا رو دید همه جا نور بود وقتی نور کم شد دوباره همه چیز به حالت قبل برگشته بود دوباره جنگل زیبا شده بود و دریاچه دوباره آبی زلال داشت شاید حتی این باز زیباتر از قبل. من هم به حالت قبل برگشته بودم اما اون خالکوبی ها نورانی هنوز روی تنم بود و ناگهان صدایی از گوی برخواست ......

و چیزی گفت که توانایی بازگویی آن را ندارم. 

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 13:1 توسط کوروش| |
واقعا از انتقاداتی که می کنین ممنونم مخصوصا فرهاد شیرین سخن عزیز . منم چند وقته متوجه شدم وبلاگ مثل گذشته جذاب نیست اما قول میدم دوباره وبلاگ رو ببرم بالا حتی بالاتر از قبل.

حالا اصل موضوع........

الآن یکی از بدبختی های ما اینه که صدا سیما داره توی یه گندآب فرو می ره البته حتما خودتون اینو تا الآن فهمیدین به همین همه دارن رو میارن به ماهواره من نمی گم ماهواره چیزه بدیه اما متاسفانه شبکه هایی مثل VOA دارن یه سری اراجیف تحویل مردم میدن آخه یکی نیس بگه بابا جون شما ها که نمی تونین هیچ غلطی بکنین چرا این قدر چرت و پرت می گین اگه واقعا مردین پاشین بیاین اینجا حرف بزنین. البته فبلا هم گفتم اینا منتظرن تا حکومت جمهوری اسلامی از بین بره تا سریع با حمایت آمریکا بیان بالا و حاضرم با شما شرط ببندم که اینا بدتر از جمهوری اسلامی هستن. نمونه ش همین مرتیکه نوری زاده یه بار بشینین پای صحبتاش اصلا خبر نداره این جا داره چی می گذره فقط داره برای خودش جیب می دوزه که اگه اومد اینجا واسه پولاش جا کم نیاره حالا حاضرم شرط ببندم به محض این که بفهمن من یه هم چین مطلبی نوشتم سریع مطلب رو دست کاری می کنن می گن این از طرفداران حکومته البته یه چیزی هم هست همه این آتیشا از گور این آمریکا بلند میشه فکر می کنین اونا دلشون می خواد وضع ما بهتر بشه خواب دیدین خیره اگر حکومت آمریکا از بین رفت اون موقع میشه مانور داد که البته با این گندایی که جرج بوش به بار آورده بعید نمی دونم قدرتش دوباره فرو کش کنه نمونه ش همین وضع اقتصادی فعلی آمریکاس.

حالا یه چیزه دیگه روز ۲۲ بهمن همین شبکه VOA داشت کسایی رو نشون می داد که تو آمریکا جلو کاخ سفید بر ضد جمهوری اسلامی شعر می دادن یه مشت احمق سلطنت طلب جمع شده بودن افتاده بودن به پای آمریکا که بیا ما رو نجات بده حالا جالب تر از اون کسایی که رهبریشون می کردن اصلا گرگ صفتی از قیافشون می بارید همشونم عکس اون وطن فروش پسر شاه رو گرفته بودن دستشون آخه یکی نیس بگه.....

بابا جون اگه اینایی که اونجا دلشون واسه منو شما می سوزه (ظاهرا) دل سوز بودن هر جوری شده پا می شدن میومدن ایران تو تهران شعار می دادن حالا یه چیزه باحال با یکی همون جلو کاخ سفید مصاحبه کردن می گفت ایران باید کاملا مستقل آزاد بشه.

آقا ما نماینده نخواستیم عجب گیری کردیما حالا ببینین هر چند محاله که آمریکا به ایران حمله کنه ولی اگر هم حمله کنه اولین کسایی که به غلط کردم میوفتن همینایی که جلو کاخ سفید شعار میدن هستن

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 21:15 توسط کوروش| |
به نظر می رسه که باید چندتا نکته رو برای همه خوانندگان این وبلاگ روشن کنم

۱) اول از همه جریان نواده کوروش که تقریبا همه این سوال رو از من کردن در جواب باید بگم بله عزیزان من نواده ی کوروش بزرگ هستم علم متافیزیک یا همون ماوراء الطبیعه علمی است که به بسیاری از پرسش ها پاسخ میده. کسانی که از متافیزیک سر در میارن می دونن من چه جوری اینو فهمیدم

۲)نکته دوم راجع به مطلب قبلی یعنی همون جریان میهن دوستی. خیلی ها گفتن که میهن پرستی به اون معنایی که من گفتم نیست در جواب باید بگم من هم با شما موافقم من هم می دونم که میهن پرست واقعی چه معنایی داره اما باید کاری کرد تا کسی نتونه بر اعتقادات ما ایراد وارد کنه واسه چی بهونه دستشون بدیم.

۳)نکته سوم راجع به اینکه چرا وبلاگ من به هم ریخت جریان از این قراره که من با خانواده م به مشکل خوردم چون به نظر اونا مطالب من داشت خطرناک می شد اما هم من هم شما می دونین که کسایی هستن که از من قلم تند تری دارن اما کسی بهشون کاری نداره منم مجبور شدم وبلاگ رو حذف کنم اما با سرعت هرچه تمام تر به لطف کافی نت محلمون دوباره وبلاگ رو برگردوندم اما مطالب دیگه وجود نداشت تنها شانسی که آوردم این بود که درست قبل از این که وبلاگ رو حذف کنم پیوندها رو ذخیره کردم

۴) نکته بعدی این که میگن اسم وبلاگ یعنی 2022rap به محتوای وبلاگ نمي خوره بايد بگم يكي از راههای اعتراض همین رپ هست که نمونه هاش رو همیشه تو وبلاگ من گوش کردین البته ما هم داریم یه کارایی می کنیم تا بتونیم چندتا آهنگ بدیم بیرون اما فکر نمی کنم حالا حالاها جور بشه

اگر باز هم سوالی هست من حاضرم جواب بدم...

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:59 توسط کوروش| |
اشك ريزم چون ببـــــــــــــينم اين زمــــــــــــين

                                     دشمنان بيدار بينــــــــــــم در كميـــــــــــــن

كوروشان خواب بسيار است در اين مرز و بوم

                                     حال ايران اســــت اكنـــــــــون ســــووشون

درفــــــــش كاويانـــــــی بـــــــاز خـــــــــــواهم

                                     چو رســــــــتم را ببينــــــــم بــــــــاز آهـــم

 

اگر از این شعر استفاده کردین لینک ما یادتون نره ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

راستی به نظر شما این شعر خوب در اومد؟؟؟؟؟

خودم تا الآن نمی دونستم می تونم شعر بگم.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 20:20 توسط کوروش| |
خوب بالاخره اومدم

 

من از همه یه خواهش کوچیک دارم اونم اینه که دیگه به من القابی مثل میهن پرست یا ناسیونالیست ندین برای اینکه من جدا از این القاب خوشم نمی یاد می دونین چرا؟ برای اینکه یک ناسیونالیست کسیه که قوم خودش رو از همه برتر می دونه و هیچ کس دیگه رو قبول نداره در واقع یک نژاد پرسته که من اصلا از نژاد پرستان خوشم نمی یاد درسته که ما تاریخ و فرهنگ و تمدن پر باری داریم اما همزمان با ما کشورهایی وجود داشتن مثل مصر که ۳۰۰۰ سال پیش پزشکانش عمل مغز می کردن.

و نکته بعدی اینکه من میهنمو نمی پرستم من خدا رو می پرستم پس با توجه به این موضوع به نظر من کلماتی مثل میهن دوست یا وطن دوست خیلی بهتره.

راستی یه چیزی لطفا اگه از مطالب این وبلاگ استفاده می کنین پایین مطلب آدرس وبلاگ ما رو بنویسین.

یه چیزی رو نزدیک بود یادم بره بگم امروز تولدمه.

تولد تولد تولدم مبارک

مبارک مبارک تولدم مبارک

خوب تا من شمع ها رو فوت کنم یه صد سالی براتون بنویسم شما نظر بدین

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:48 توسط کوروش| |